جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
190
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
مال ، آن اعمال را نمىكنيم . آن حضرت فرمودند ؛ كه به شما تعليم بنمايم چيزى را كه بهتر باشد از صرف نمودن تمام اموال دنيا در راه رضاى خداوند ، و گفتن تسبيحات جناب فاطمه زهرا عليها السّلام با يك صد مرتبه لا إله الّا اللّه بعد از هر نماز فريضه ، به ايشان تعليم فرمودند و ايشان بعد از چند روز آمدند و گفتند كه آنچه را به ما تعليم فرمودى ، مالداران شنيدند و به آن ، عمل نيز مىكنند و اعمال خيرى را كه ايشان به واسطه اموال خود مىكنند ما نمىتوانيم نمود . پس آن حضرت فرمودند كه « ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء » . يعنى داشتن اموال فضل خداوند است و به هركسى كه مىخواهد مىدهد . يعنى هركس كه او را خليفه خود در اموال دانسته است و خواسته است به او مىدهد . « 1 » پس از اين تقريرات معلوم شد كه صاحبان اموال ، منصب خلافت الهى را دارند و بايد كه چنان كه خودشان مملوكند ، اموالى كه در دست ايشان مىباشد به حكم « العبد و ما فى يده كان لمولاه » از خداوند بدانند و او را مالك و خود را وكيل و خليفه و مباشر در تصرف آن دانند و به نحوى كه به ايشان امر شده است آنها را در مواضع آن ، صرف كنند و حبس ننمايند و ذخيره نكنند و اولا خمس و زكوت واجبى آن را كه از جملهء علامات و حدود اسلام است ، اگر كه تعلّق به آن بگيرد ، بيرون كنند و بعد ، نفقه خود را و عيال واجب النفقه را از آن بدهند و بعد به حكم آيهء سابقه ، حقوق ذوى القربى و يتامى و مساكين و ابن سبيل و هر سائلى و محتاجى و حق همسايگان و آشنايان و قرضداران را از آن بدهند و بعد از اينها در ساير مبرّات ، خيرات و باقيات الصالحات ، مثل وقف كردن املاك و ساختن مساجد و مدارس و پل و رباط و امثال آنها و ضيافات و تحف و هدايا و حفظ عرض ، دين ، نفس و مال به دادن اموال به ظلمه و امثال اينها صرف نمايد و بايد كه همگى اينها به نيت اخلاص و بر وجه خلافت و بدون ريا ، سمعه ، تفاخر ، مباهات ، تكبر ، ترفع ، ايذا ، منت ، توقع ثنا ، حبّ صيّت ، شهرت ، لاف ، رياست ، حيله ، مكر ، خدعه و بدون اسراف ،
--> ( 1 ) . الكافى : ج 2 ، ص 505 ، ح 1 ؛ امالى الصدوق : ص 66 ؛ ثواب الاعمال : ص 33 ، ح 1